حمد الله مستوفى قزوينى
8
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )
نشانِ دو گيتى ز يك آدمى * كند آشكارا به روىِ زمى 15 پديد آورد جوهرى زين عَرَض * كه آن بود از اين آفرينش غَرَض نمايد به چشم كهان و مهان * وجودى كه بود او مراد از جهان وجودى كه گشت او حبيب إله * وجودى كه شد در دوكَوْن پادشاه وجودى كز او فتنه شد در عدم * وجودى كه شد خصمِ لات و صنم وجودى كه اسلام كرد آشكار * وجودى كز او شد جهان چون نگار 20 در اين ميهمانخانهء آب و گِل * برافروخت آئينهء جان و دل در او چون نگه كرد ، محبوب ديد * كه آنجا به معنى فروآرميد كمالاتِ هر دو جهان جمع كرد * در آن خانه از نورِ جان شمع كرد به قدرت يكايك بهم در سرشت * سرشتى كه در وى نبُد ، هيچ زشت تنى همچو جان گشت از او آشكار * روانى ز نورِ خداوندگار 25 چو جان و تنى بود زاينگونه پاك * به دو شد فروزنده اين توده خاك چو جان و تنى بود خوشتر ز جان * مشرّف به دو گشت هر دو جهان تنش بُد به از جان و جان از صفا * كه بستود او را در اوّل خدا ولادت مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، در سنهء اثنى و ثمانماية الاسكندريه به هنگام كسراىِ نوشينروان * كه گيتى شد از داد و دولت جوان به مكّه شد عبد المطلّب امير * قريش و عرب كرد فرمانپذير 30 ورا ده پسر بود عقد « 1 » تمام * از ايشان دو ديدند ز اسلام كام يكى حمزه ، عبّاس آمد دگر * دگر هشت از دين نشد بهرهور ابو طالب و حارث و بو لهب * ضرار و زبير « 2 » آن سران عرب
--> ( 1 ) ( ب 30 ) . ظاهرا : « عقد » است ( به كسر عين ) . به معناى گردنبند و رشتهء مرواريد . عقد تمام - گردنبند كامل . ( 2 ) ( ب 31 ) . در اصل : ضرا و زبير . ( ابيات 31 تا 33 ) . در باب تعداد و نامهاى پسران عبد المطّلب منابع مختلف را تشتّتى است كه ذيلا بدان مىپردازد : تاريخ گرديزى ( در جدول ) : « العباس ، حمزه ، ابو طالب ، ابو لهب ، الغيداق [ پانويس جدول : هر دو : الغيلان ؟ -